
xa0 سیمون پیر xa0 شبی کشیش محتاطی به خادم کلیسا گفت : آیا متوجه آن پیرمرد با لیاس نخ نما شده ای، او هر روز هنگام ظهر وارد کلیسا می شود بعد هم خیلی زود خارج می شود.من ازxa0 پنجره حجره ام او را زیر نظر دارم ، این موضوع مرا قدری نگران کرده زیرا در کلیسا اشیا قیمتی وجود دارد. کمی از او پرس و جو کن. دقیقا روز بعد، خادم منتظر آن بازدید کننده شد، به او نزدیک شد و گفت: -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بگو ببینم، دوست من، چرا ه...
ادامه مطلب