
جهنم هوشمندانه باز هم از بهشت ابلهانه بهتر خواهد بود.[1] در "شناختن" ، " متولد شدن" نهفته است.[2] ما فقط یک جنبه مسایل را می بینیم.[3] جهنم یعنی فقدان ابدیت.[4] افول مردان بزگ افراد معمول...
ادامه مطلب
·xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 این جهنم فقرا ست که بهشت اغنیا را می سازد.[1] ·xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 وجدان آسوده از زندگی کامیاب، ارزشمند تر است. من خواب راحت را به تشک راحت بیشتر ترجیح می دهم.[2] ·xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ترجمه مانند ریختن مایعی ...
ادامه مطلب
کوچکترین روان ها شدیدترین پیش داوریها را می کنند.[1] وقتی انسان وجدانی آسوده دارد ، نمی تواند کاملا تیره بخت باشد.[2] آِینده به انسان تعلق ندارد ، آینده از آن خداست.[3] سنگین ترین بار این است : بو...
ادامه مطلب
تردید چیزی جز چین و چروک نیست؛ در اولین جوانی (اثری)از آن نیست[1] . {از دیدگاه هوگو انسان دو جوانی را پشت سر می گذراند ایشان چهل سالگی را پیری جوانی می نامد،xa0 پنجاه سالگی دومین جوانی است منتها جوانی ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 آغاز در "جمعیت" و پایان در "تنهایی" آیا قرابت ویژه ی مردم وxa0 سرگذشت همه اینگونه نیست؟[1] طبیعت حیوان {نسبت به کار خود} ابله نیست.[2] هر کس به فقرا بدهد به خداوند قرض داده است.[3] خی...
ادامه مطلب
·xa0xa0xa0xa0xa0xa0 خواندن ، نوشیدنی و غذا است. روحی که نمی خواند نحیف می شود مانند بدنی که نمی خورد .[1] ·xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آزادی هنگامی آغاز می شود که جهالت پایان گیرد[2] . ·xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ابداع چرخ بزرگی است که نمی تواند بدون زیرگرفتن کسی بچرخد[3] . ·xa0xa0xa0xa0xa0xa0 شما شهر را به من پیشنهاد می کنید... من جنگل را ترجیح می دهم ، زیرا من با دیدن مردمی همانند شما، قلبها را بیشتر سخت دیدم و وح...
ادامه مطلب
حیوانات از خدا هستند و حماقت از انسان.[1] مردم این را بدانندxa0 چون کلمه ، موجودی است زنده، دست متفکر هنگام نوشتن می لرزد.[2] خنداندن یعنی کاری برای از خاطر بردن. چه کار نیکی بر زمین ،چه تقسیم کننده ای : فراموشی (در میان مردم) .[3] آرزو، خوشبختی است؛ انتظار، زندگی است.[4] مسیح می گوید عشق بورزید؛ کلیسا می گوید پرداخت کنید.[5] [1] “Les bêtes son...
ادامه مطلب
1.xa0xa0xa0xa0 جهنم هوشمندانه باز هم از بهشت ابلهانه بهتر خواهد بود[1]. 2.xa0xa0xa0xa0 در "شناخت" ، " تولد" نهفته است.[2] 3.xa0xa0xa0xa0 اگر xa0شما قدرت دارید، پس xa0برای ما هم حق باقی وجود دارد.[3] 4.xa0xa0xa0xa0 ما فقط یک جنبه مسایل را می بینیم.[4] 5.xa0xa0xa0xa0 افول مردان بزگ افراد معمولی و کوچک را مهم می نماید. هنگامی که خورشید در افق فرو می رود، کمترین سنگریزه ها سایه های بزرگxa0 می یابند و ب...
ادامه مطلب
1.xa0xa0xa0xa0 حیوانات از خدا هستند و حماقت از انسان. 2.xa0xa0xa0xa0 مردم این را بدانندxa0 چون کلمه ، موجودی است زنده، دست متفکر هنگام نوشتن می لرزد . 3.xa0xa0xa0xa0 خنداندن یعنی کاری برای از خاطر بردن. چه کار نیکی بر زمین ،چه تقسیم کننده ای : فراموشی (در میان مردم). 4.xa0xa0xa0xa0 آرزو، خوشبختی است؛ انتظار، زندگی است. 5.xa0xa0xa0xa0 افتخار ، خورشید موخر، ماه آرام و گرفته ای که بر روی گورستان بالا می آید . 6.xa0xa0xa0xa0 مسیح می گوید عشق بورز؛ کلیسا می گوید پرداخت کن. 7.xa0xa0xa0xa0 در "شنا...
ادامه مطلب
طوفان xa0 طی سفری در کنار رود راین ، ویکتور هوگو نشسته در کالسکه " یکی از زیباترین طوفانها" را شاهد است . xa0 xa0xa0xa0 شب نزدیک می شود، خورشید پایین می رود، آسمان بی نظیر است. به تپه های انتهای دشت xa0می نگرم گرداب عظیم بنفشی نیمی از دشت راگرفته... ناگهان xa0راهداری را می بینم که حصارچوبی خوابیده بر زمین را راست می کند تا زیر آن پناه بگیرد. سپس کالسکه ای از نزدیکی گله غازها یی که با شادی اختلات می کنند، می گذرد. xa0سورچی گفت :"آب خواهیم داشت." در حقیقت من سرم را برگردانده بودم، پشت ...
ادامه مطلب
مذهب چیزی جز سایه هستی بر هوش بشری نیست[1]. حیوانات از خدا هستند و حماقت از انسان.[2] xa0مردم این را بدانندxa0 چون کلمه ، موجودی است زنده، دست متفکر هنگام نوشتن می لرزد[3]. خنداندن یعنی کاری برای از خاطر بردن. چه کار نیکی بر زمین ،چه تقسیم کننده ای : فر...
ادامه مطلب
xa0 آبی که جریان ندارد باتلاق می شود و آدمی که کار نکند ابله می شود[1]. هر آنچه که آزادی را بیشتر کند مسئولیت را هم بیشتر می کند[2]. کسی که نتواند فقیر باشد نمی تواند آزاد باشد[3]. بنابراین تنبلی مادر است. پسرشxa0 دزد،و دخترش گرسنگی است.[4] xa0مردمانی هستند که قواعد شرف را همچون ستارگانی بسیار دور می نگرند[5]. آه هرگز تحقیر نکنید زنی را که به خطا افتاده است ، چه کسی می داند چه بار سنگینی ، روح بیچاره او...
ادامه مطلب