سخنانی از ویکتور هوگو 4

خرید بک لینک

· خواندن ، نوشیدنی و غذا است. روحی که نمی خواند نحیف می شود مانند بدنی که نمی خورد .[1]

· آزادی هنگامی آغاز می شود که جهالت پایان گیرد[2] .

· ابداع چرخ بزرگی است که نمی تواند بدون زیرگرفتن کسی بچرخد[3] .

· شما شهر را به من پیشنهاد می کنید... من جنگل را ترجیح می دهم ، زیرا من با دیدن مردمی همانند شما، قلبها را بیشتر سخت دیدم و وحوش را کمتر وحشی یافتم .[4]

· زنی که دوستش داری همه فامیل توست .[5]

· تنهایی برای کسانی که روح بزرگ دارند خوب است و برای کسانی که روحی کوچک دارند بد است. تنهایی مغزهایی را که روشن نمی کند آشفته می سازد.[6]

· این جهنم فقرا ست که بهشت اغنیا را می سازد.[7]

· وجدان آسوده از زندگی کامیاب ارزشمند تر است. من خواب راحت را از تشک راحت بیشتر می پسندم.[8]

· چهل سالگی، پیری جوانی است، اما پنجاه سالگی، جوانی پیری است.[9]

· زندگی سرودی است که ترجیح بند آن مرگ است.[10]




[1] “Lire, c'est boire et manger. L'esprit qui ne lit pas maigrit comme le corps qui ne mange pas.

[2] “La liberté commence où l'ignorance finit.”

[3] “Que la création est une grande roue Qui ne peut se mouvoir sans écraser quelqu’un.”

[4] “Vous m’offrez la cité… je préfère les bois, car je trouve, voyant les hommes que vous êtes, plus de cœur aux rochers, moins de bêtise aux bêtes.”

[5] Une femme qu’on aime est toute une famille.”

[6] “La solitude est bonne aux grands esprits et mauvaise aux petits. La solitude trouble les cerveaux qu'elle n'illumine pas.”

[7] “C'est de l'enfer des pauvres qu'est fait le paradis des riches.”

[8] Mieux vaut une conscience tranquille qu'une destinée prospère. J'aime mieux un bon sommeil qu'un bon lit.”

[9] Quarante ans, c'est la vieillesse de la jeunesse, mais cinquante ans, c'est la jeunesse de la vieillesse.”

[10] “Vivre est une chanson dont mourir est le refrain.”

خلاصه حس خوب(6)...

ما را در سایت خلاصه حس خوب(6) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: جمعه 28 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:29

صفحه بندی