یک فنجان چای

خرید بک لینک

روزی استاد دانشگاهی به بالای کوه بلندی در ژاپن رفت تا با کاهن معروف ذن ملاقات کند.

وقتی او را یافت، خود را معرفی کرد و مدارکش را به او نشان داد و از او خواست که دستورات ذن را به او تعلیم دهد.

کاهن از او پرسید:" کمی چای میل دارید."

استاد گفت:" بله، با کمال میل.کاهن شروع به ریختن چای در فنجان کرد و اینکار را آنقدر ادامه داد که چای از فنجان لبریز شد، روی میز ریخت و از آن روی زمین سرازیر شد.

استاد فریاد زد:" بسه ! آیا نمی بینید فنجان دیگر پر شده؟ دیگر جا ندارد."

کاهن در جواب گفت:" مثل این فنجان، مغز شما هم پر از مطلب است پر از پیش داوری است. برای یادگیری ، از خالی کردن فنجان شروع کنید!"

حکایتی از ذن


La tasse de thé

Un jour un professeur d'université se rendit dans les hautes montagnes du Japon pour parler à un moine zen renommé.

Lorsqu'il le trouva, il se présenta, énonça ses diplômes et demanda à être instruit sur le "Zen".

« Voulez-vous un peu de thé ? » demanda le moine.

« Oui, volontiers » répondit le professeur.

Le vieux moine commença à remplir la tasse jusqu'au bord puis continua de verser.

Le thé déborda sur la table puis coula par terre.

« Arrêtez ! cria le professeur. Ne voyez-vous pas que la tasse est déjà pleine ?

Elle ne peut rien contenir de plus ! »

Le moine répliqua : « Comme cette tasse, vous êtes déjà plein de connaissances et d'idées préconçues.

Pour pouvoir apprendre, commencer par vider votre tasse ! »

Conte zen


خلاصه حس خوب(6)...

ما را در سایت خلاصه حس خوب(6) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: جمعه 19 بهمن 1397 ساعت: 9:24

صفحه بندی